سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم


Hunter moments

طبیعت عاشقانه

دلم سیگار می خواهد

نه برای کشیدن

برای داغ کــــردن دستی که خوبی میکند


نوشته شده در شنبه 94/4/13ساعت 10:55 عصر توسط امیر حسین نظرات ( ) | |

طبیعت عاشقانه

تعجب نکن اگر شعر تازه ای برای تــو نمی نویســم !

هیچ مــــدادی ، وقتــی خیـس می شود نمـــی نویسد


نوشته شده در شنبه 94/4/13ساعت 10:53 عصر توسط امیر حسین نظرات ( ) | |

طبیعت عاشقانه

نوازشگر خوبی نبودی

سفید شده

تار مویی را که قســـــــم خوردی با دنیـــــــــــا عوضش نکنی


نوشته شده در شنبه 94/4/13ساعت 10:52 عصر توسط امیر حسین نظرات ( ) | |

طبیعت عاشقانه

رسیده ام به حس برگی که میداند باد ازهرطرف که بیاید

سرانجامش افتـــــادن است

اما من زندگی ام را آغاز کرده ام ...

با همان اهدافی که داشته و دارم .


نوشته شده در شنبه 94/4/13ساعت 10:51 عصر توسط امیر حسین نظرات ( ) | |

طبیعت عاشقانه

اینجا دلـــــی تنگ است

آنجــا سری گرم است

عجب عـــــــــــــــــدالتی

دارد اینجا و آنجا


نوشته شده در شنبه 94/4/13ساعت 10:48 عصر توسط امیر حسین نظرات ( ) | |

طبیعت عاشقانه

سیاهـــی لبهایم از سیگار نیست

عـزادار حـرفهایی هسـت که نمیتوانم بزنم


نوشته شده در شنبه 94/4/13ساعت 10:47 عصر توسط امیر حسین نظرات ( ) | |

طبیعت عاشقانه

هیچ کس با من نیست

مانده ام تا به چه اندیشه کنم

مانده ام در قفس تنهایی

در قفس میخوانم

چه غریبانه شبی است

شب تنهایی من


نوشته شده در شنبه 94/4/13ساعت 10:46 عصر توسط امیر حسین نظرات ( ) | |

طبیعت

در سکوت دادگاه سرنوشت

عشق بر ما حکم سنگینی نوشت

گفته شد دل داده ها از هم جدا

وای بر این حکم و این قانون زشت


نوشته شده در شنبه 94/4/13ساعت 2:42 عصر توسط امیر حسین نظرات ( ) | |

طبیعت

ذهنم فلج می شـــــود

وقتی می خوانمت و تو حتی نمی گویی جـــــــــانم


نوشته شده در شنبه 94/4/13ساعت 2:40 عصر توسط امیر حسین نظرات ( ) | |

طبیعت غمگین

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم

که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم.


تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..

دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر

من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی...

شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید...

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید

پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..

درضمن این نامه برای شماست..!

دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد.

بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:



سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که

بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم

تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.

(عاشقتم تا بینهایت)


نوشته شده در شنبه 94/4/13ساعت 2:39 عصر توسط امیر حسین نظرات ( ) | |

   1   2      >
تمامی حقوق برای هانتر محفوظ است و هرگونه کپی برداری شرعا حرام بوده و حتما پیگرد قانونی خواهد داشت